گر که مانده ام اینجا برای یک نفر است و هر چه می کشم اینجا جفای یک نفر است درون چشم پر اشکم نمانده تصویری
درون گوش دل من صدای یک نفر است .....
کبوتر دلم امشب رهای یک نفر است اگر چه همچو خرابه شده دلم متروک همین خرابه ویران سرای یک نفر است
دلم برای تپیدن بهانه می خواهد دلم اگر که تپد در هوای یک نفر است دگر نمانده حدیثی سخن کنم کوتاه تمام بود و نبودم فدای یک نفر است هر آنچه امروز هستیم از سکوت دیروز زاده شده است
**********
خسته ام اما نه آنقدرکه نتوانم تو را دوست داشته باشم و از کنارنفس های گرمت بی اعتنا بگذرم. اگرشوق رسیدن به دستهایت نبود،هیچ گاه آغوشم را نمی گشودم واگر صدای گوشنواز تو نبود ازگوشه تنهایی بیرون نمی آمدم. اگر شوق دیدن چشم هایت نبود هیچ گاه پلک هایم را بیدارنمی کرد و اگر نسیم حرفهایت نمی وزید،معنای جهانرا نمی فهمیدم...
عشق تو !
عبور ماه است از خیابان
در شب حکومت نظامی
دست های اورا کـــــــه گرفتـــــی
دیگـــر به مـــن نگاه نکن ....
نگاه تـــو ...
بیشتـــر از دیـــدن دستهایتان آتشـــم میـــــــزنــــــد ....
چه خوب است که هستى …
وقتى که هستى ورود هر غریبه اى به این سراى پر از تو ممنوع میشود …
و این براى بیتابى من تاب است
ادامه مطلب ...
نمیدانم چرا امروز دل هوای دیروز ها را کرده است دیروزی که بود و الان نیست ، خوشی ها و غم های که بودند و الان نیستند دلم لک زده برای آن روزهای خوب کودکی که نگرانی بزرگتر از گل خوردن در فوتبال دم در خانه یمان نداشتم .
ادامه مطلب ...گاه می اندیشم...
چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم
همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران
وخدایی که زلال تر از باران است
ادامه مطلب ...
من هستم… زنده ام. نفس می کشم…
هنوز گاهی اوقات دیوانه می شوم و بی هوا به سرم می زند تمام مسیر محل کارم را تا خانه پیاده بیایم..
هوس می کنم تنها قدم بزنم… تنها گریه کنم…
تنها گوشه ای ساعت ها بنشینم و زندگی ام را مرور کنم.
اما هنوز هستم..
هنوز عاشق بارانم…
هنوز بوی اقاقیا… بوی نعنا..
بوی چای تازه دم مادرم را دوست دارم
ادامه مطلب ...
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!
ببرم بخوابانمش!
لحاف را بکشم رویش!
دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!
حتی برایش لالایی بخوانم،
وسط گریه هایش بگویم:
غصه نخور خودم جان!
درست می شود!درست می شود!
اگر هم نشد به جهنم...
تمام می شود...
بالاخره تمام می شود...!!!